توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٨ - رد استعاره تبعيه به استعاره مكنى عنها در كلام سكاكى
و على هذا القياس و انّما اختار ذلك ايثار اللضبط و تقليلا للاقسام.
ترجمه
رد استعاره تبعيه به استعاره مكنى عنها در كلام سكاكى
مصنّف گويد:
سكّاكى اختيار نموده است كه استعاره تبعيّه به مكنى عنها بر مىگردد باين نحو كه قرينه استعاره تبعيّه را استعاره مكنى عنها و قرينه مكنى عنها را استعاره تبعيّه قرار داده است بهمان نحو كه در المنيّه و اظفارها قائل شده.
شارح گويد:
ضمير فاعلى در [اختار] به سكّاكى راجع بوده و ضمير در [قرينتها] به تبعيّه و در [قرينتها] دوّمى به استعاره مكنى عنها برمىگردد و ضمير در [قوله] به سكّاكى عود مىكند و حاصل آنكه:
مختار سكّاكى اينستكه استعاره تبعيّه (يعنى استعاره در حروف و افعال و مشتقّات از آنها) به استعاره مكنى عنها مردود است باين نحو كه قرينه تبعيّه را استعاره مكنى عنها دانسته و استعاره تبعيّه را قرينه براى استعاره مكنى عنها قرار داده است بهمان نحو كه در منيّه و اظفارها قائل شده و آن اينستكه گفته:
منيّه استعاره بالكنايه بوده و اضافه [اظفار] بآن قرينهاش ميباشد پس در عبارت نطقت الحال بكذا حضرات [نطقت] را از [دلت] استعاره دانسته و قرينه آنرا [حال] قرار دادهاند و [حال] حقيقت ميباشد.